بابای دوقولوها و گل پسر

شما هم برای همه ی بچه های اتیسم دعا کنین

به بهانه ی روز جهانی اتیسم بنام خدای مهربون هر بچه ای که خواهر یا برادر دوقلو داره می تونه خیلی خوشبخت باشه دو قلو یعنی یک روح در دو بدن داشتن خواهر و برادر دو قلو یعنی داشتن یک همراه که از همه بهتر درکت می کنه. یه همبازی پایه یه شریک همیشگی توی بازیها غذا خوردن شیطنتها درس و مشق لباس پوشیدن غمها و شادی ها این یعنی یکی داری که خودته  من یک خواهر دوقلو دارم مامان و بابا می گن فقط تا سه سالگی با هم بازی کردیم بعدش همه چیمون فرق کرد الان ما یازده سالمونه نه با من حرف می زنه نه با من بازی می کنه نه مثل من لباس می پوشه نه با من همکلاسیه نه خواهر دوقلوی من مثل من نیست اون یه کودک طیف اتیسمه اتیسم شدید اتیسم ب...
15 فروردين 1404

عمو زاده های عزیز چهل روز در فراغ پدری مهربان به سوگ نشستید

بسم الله النور عمو زاده های عزیز چهل روز در فراغ پدری مهربان به سوگ نشستید و بر این داغ، صبر پیشه کردید. اکنون به حکم عرف و سنت روزگار رخت سیاه عزا را از تن بیرون کنید و پنجره دلها را رو به شادیها باز کنید. باشد که روزگار بچرخد به کام دل باشد که روی غم شود از صبرتان خجل برایتان روزهایی خوش و ایامی به کام آرزو دارم . ...
15 بهمن 1400

پسرم امیرحسین تولدت مبارک

هوالغفار دقیقا شانزده سال پیش یه صبحگاه سرد و برفی منتظر تولد اولین فرزندمون بودیم با دلهره ای شیرین خودمون رو به بیمارستان رسوندیم رویاها ساخته بودیم و آرزوها پرداخته بودیم خانم دکتر گفته بود هر زمان که بیمارستان رفتید بگید با من تماس بگیرن تا خودم رو برسونم(منتی هم نبود، هزینه رو پیشاپیش گرفته بود) به محض ورود و پذیرش ، نامه رو به سرپرستار نشون دادیم و منتظر موندیم با دکتر تماس بگیره؛ اما اون خانم گفت قبل از ساعت شش تماس نمی گیره. این یعنی حدود سه ساعت انتظار. نوزاد متولد شد بعد از کمتر از یکسال، تاخیر در تکامل رو احساس کردیم از احتمالات ژنتیک و متابولیک پس از آزمایشات فراوان با تشخیص منفی ...
2 بهمن 1400

عکسها را می گیریم برای یادگاری

بسم الله عکسها را می گیریم برای یادگاری حکمتش این است که روزی باز باهم نگاه کنیم و شیرینی باهم بودن در آن روز ، جلا دهد جانمان را ؛ اما بعد از مدتی دیدن عکس ها شاید بسوزاند تا عمق جانمان را وقتی که یکی که بود ، دیگر نباشد آن وقت حکمتش می شود یادآوری لحظه لحظه بودنها را قدر بدانیم رفته ها را یاد کنیم به صلواتی به فاتحه ای به دعایی الهم اغفر لی و لوالدی و الرحمهما کما ربیانی صغیرا ...
11 آذر 1400

خواهرزاده عزیزم امید جان رسیدن به سن تکلیف رو بهت تبریک می گم

خواهرزاده عزیزم امید جان جشن تکلیف ، سرفصل بهار عمر است . از بذری که در این فصل می افشانی و نهالی که می نشانی ، چنان مراقبت کن که عمر میوه صالحات و حسنات به بار آورد رسیدن به سن تکلیف رو بهت تبریک می گم. در عباداتت یاد من هم باش التماس دعا ...
25 مرداد 1399

سالی گذشت و باز ، روز جهانی اتیسم

بسم الله الحکیم سالی گذشت و باز ، روز جهانی اتیسم باز منم و یک دنیا حرف منم و رژه ی افکار پریشان منم و حالی غریب باز می خواهم بنویسم (( دخترم سحر!)) اما نه ! امسال را متفاوت با گذشته بنویسم ؛ من که غرق در دریای تفاوتم دخترم ستاره! امسال برای تو مینویسم برای تو که زندگی سخت و پر رنجی را پیش رو داری؛ ستاره ی من !  از همین امروز که کودکی خردسال هستی بخاطر خواهر دوقلویت محکوم هستی به تحمل محدودیتها و رنجها؛ لذتهای بدیهی کودکی برایت تعریفی ندارد ؛ خوب است که می فهمی و بر خواسته های طبیعی خودت اصرار نمی ورزی و شرمنده ام نمی کنی خوشحالم که سحر خواهری مهربان دارد که از همین خردسالی چون ...
14 فروردين 1399

دخترم سحر روزت مبارک

دخترم سحر بخند با تمام وجود بخند و شاد باش امروز روز توست . نمی دانم روزت را تبریک بگویم یا نه؟ در این دنیا که حتی من منی که هر روز و ساعت کنار تو هستم هم گاهی از درکت عاجزم تا چه رسد به غریبه تر ها روز جهانی اتیسم تبریک دارد آیا؟ ولی بگذار این گونه بیندیشیم امروز روز توست مال خود خودت امروز دنیا مال توست اصلا هر روز دنیا مال توست پس شاد باش سحر می دانی که لبخندی از تو باغی از شادیست برای من ؟ می دانی که قهقهه ی بی تکلفت دنیایم را شاد می کند؟ دخترم بر من ببخش بی طاقتی گاهگاهم را بر من ببخش فریادهای گاهگاهم را به دل نگیر و حلالم کن بگذار به حساب ناتوانیم سحر خدای ...
13 فروردين 1398
1