بابای دوقولوها و گل پسر

سالی گذشت و باز ، روز جهانی اتیسم

1399/1/14 9:33
نویسنده : مجید نظام
94 بازدید
اشتراک گذاری

بسم الله الحکیم

سالی گذشت و باز ، روز جهانی اتیسم

باز منم و یک دنیا حرف

منم و رژه ی افکار پریشان

منم و حالی غریب

باز می خواهم بنویسم (( دخترم سحر!))

اما نه !

امسال را متفاوت با گذشته بنویسم ؛

من که غرق در دریای تفاوتم

دخترم ستاره!

امسال برای تو مینویسم

برای تو که زندگی سخت و پر رنجی را پیش رو داری؛

ستاره ی من !  از همین امروز که کودکی خردسال هستی بخاطر

خواهر دوقلویت محکوم هستی به تحمل محدودیتها و رنجها؛

لذتهای بدیهی کودکی برایت تعریفی ندارد ؛

خوب است که می فهمی و بر خواسته های طبیعی خودت اصرار

نمی ورزی و شرمنده ام نمی کنی

خوشحالم که سحر خواهری مهربان دارد که از همین خردسالی چون

مادری دلسوز بر گردش می گردد و به راحتی او می اندیشد

از یک سو دوست دارم کودک باشی و کودکی کنی و شیرین

زبانیهایت روزگارم را کمی شادتر کند و از سویی دیگر دوست دارم

زودتر بزرگ شوی و بتوانی کمک حالم باشی برای نگهداری از خواهر

و برادرت

ستاره قشنگم

امروز بین پارک رفتن و پیش پدر و مادر بودن باید یکی را انتخاب

کنی

بین مهمانی رفتن و پیش مامان و بابا بودن

بین ....

اصلا در خوشی های کودکانه ات حتی بازی های خانگی ، حضور پدر

و مادرت را حس نمی کنی؛ ما مدام با خواسته های سحر در گیریم و

از تو غافل

وقت، حوصله، توجه و توان ما صرف نگهداری سحر می شود و تو ....

ستاره!دخترم! آنچه از زندگی آموخته ایم صبر است و صبر؛ تو هم

بیاموز

برای امسال کافیست

بزرگتر که شدی بیشتر می گویم برایت

ستاره ی من ! در آسمان زندگیم بمان و نور افشانی کن تا روشنائیت

چراغ امید را در دلم روشن نگاه دارد .

دخترم ستاره!

شاد باش

همین ....

پسندها (4)

نظرات (2)

بابا مجتبیبابا مجتبی
16 مرداد 04 9:50
عالی بود ... مطمئنم یه روز خوب میاد.... به حکمت خدا هیچ شکی نیست🌺🌺
مامان زهرهمامان زهره
16 مرداد 04 9:51
دخترم ستاره! شاد باش همین....